تبليغاتX
دفتر لحظه ها
 
 
 
   
  قلب من چرا ناشکیبایی؟ آن کس که از پرندگان حیوانات و حشرات مراقبت می کند آیا از تو محافظت نخواهد کرد؟ آن کس که از تو هنگامی که در رحم مادر بودی نگهداری می کرد آیا اکنون که به دنیا آمده ای از تو مراقبت نخواهد کرد؟

 
 
 |    نوشته شده توسط juju
 
   
  تو نگاه تاريك شب،ميون خلوت و تنهايي خودم،برات نامه مي نويسم..

تو كه فرسنگها از من دوري..تو كه هر چي به طرفت ميام بيشتر ازم كناره مي گيري.

ديشب تو آسمون كلي قاصدك رو بال نسيم دور سرم چرخ مي زدن.با خودم گفتم:ميشه از تو

واسه من خبري آورده باشه؟ مي خواد خبر اومدنت رو بهم برسونه؟ميشه؟؟

قاصدك چرخي زد و ازم دور شد...دور  دور...

و هنوز تو نيومدي...

ومن نامه ام رو همين جا تموم مي كنم:

لبخند گم شده من،اينجا كسي دلتنگ است ...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط juju
 
   
 

این نامه رو الان واست می نویسم ولی میدونم که یه ماه یا دو ماهه دیگه می دم تا بخونی ... دیشب وقتی که اون طالع بینی مضخرفو خوندم واست گفتی از همین الان دلم گرفت من اشک ریختم وقتی تو فکر کردی من خوابم برده و اون حرفارو دم گوشم زدی من اشک ریختم ... نمی دونم چرا اینطوریه اگه قسمتمون اینه که باهم نباشیم چرا خدا تو این 5سال که هزار بار می شد راحت تر از هم جدا شیم بازم مارو بهم رسوند؟ یعنی حتما باید با یه پایان تلخ جدا شیم و تا اخر عمر تو یاد هم بمونیم ؟ نمی دونم .... فقط از حرفای دیشبت خوب فهمیدم که می دونی می خوام ماه دیگه واسه همیشه ترکت کنم می دونم نمی تونم از زندگیم بیرونت کنم ولی مجبورم به خاطر هر دومون خوب می دونم که می تونی بدون من زندگی کنی و این منم که نمی تونم ولی مجبورم ... روزای بدیو می گذونم، افتضاح تر از همیشه، حتی عشق بازیامونم واسم بی رنگ شده، خسته شدم ... من اون عکسو نگرفتم چون می خواستم همه چیو به زودی تموم کنم و نمی خواستم یه بار گناه اضافی ترو تا آخر عمر با خودم بکشم ... یه خیانت غیر قابل بخشش واسه هرکی که قراره در آینده شریک زندگیم بشه ... دیگه همه چیز تمومه. نقطه سر خط ...

بعد این همه مدت اومدم تو وبلاگم که نامه ایو که نوشته بودم بذارم و برم تا یه ماه دیگه بدمش بهت، هنوز خیلی حرفا مونده ولی بذار تموم حرفامو توی دلم بریزم ...

غصه نخور که قسمت ما همینه، اگه خدا می خواد حتما بهترینه ...

پ.ن : این پستو یه هفته پیش می خواستم بذارم ولی چون دسترسی به نت نداشتم یه هفته دیر شد ...

 
 
 |    نوشته شده توسط juju
 
   
 

دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز...بر پیکر خود پیرهن قرمز نمودم...

در آینه بر صورت خود خیره شدم باز...بند از سر گیسویم آهسته گشودم...

عطر آوردم بر سر سینه فشاندم...چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم...

افشان کردم زلف را بر سر شانه...بر روی لبم رنگی آهسته نشاندم...

گفتم به خود آنگاه صدافسوس که او نیست...تا مات شود زین همه افسونگری ناز...

چون پیرهن قرمز ببیند به تن من...با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز...

اونیست که در مردمک چشم آبی ام...تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند...

این گیسوی افشان به چه کار آیدم...امشب کو پنجه ی او تا که در آن خانه

گزیند...اونیست که بوید چو در آغوش من افتد ...دیوانه صفت عطر دلآویز تنم را...

ای آینه مردم من از این حسرت و اندوه...اونیست که بر سینه فشارد بدنم را...

من خیره به آیینه و او گوش به من داشت ...گفتم که چه سان حل کنی این مشکل

ما را...بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش...ای زن چه بگویم که شکستی

دل مارا...

 

روای خوبیو داریم می گذرونیم ...  فقط تنها مشکل دوریه ...

 
 
 |    نوشته شده توسط juju
 
   
 

یه قول دوباره و یه شروع دیگه ... هر چی می گذره بیشتر متوجه می شوم بدون تو و مهربونیا و محبتات، بدون این شوخیا، بدون این بچه بازیا، بهدون این عشق بازیا، بدون حسای قشنگت، بدون آغوش گرمت، بدون تو، من هیچی نیستم ... هرچی می گذره بیشتر ایمان پیدا می کنم که بدجور سرنوشتامون بهم گره خورده، بدجور ... ولی با همه اینا عاشقتم و بهت قول دادم بشم همون آدم قبلی، همون فرشته پاک تو اون روزای سرد زمستون و حالا بازم تو این شبای سرد باهمیم و قشنگ ترین خاطره ها رو رقم می زنیم مثل امروز عصر که  ...

واسه من نیار دیگه انقدر بهونه، حالا که قلبم قدر تورو می دونه، بگو می مونی با من، بگو می خونی با من، مثل تو پیدا نمیشه دیگه واسه من ...

 
 
 |    نوشته شده توسط juju
 
   
 

دیشب توی خوابم باز تورو دیدم ... صدات زدم اما تو رفتی از خواب پریدم ... کاش می شد بخوابم و صبح باشی تو کنارم ... ولی اینا همش خیاله تورو ندارم ...

فقط به من بگو چرا؟ مگه دوستم نداشتی؟ ... من که کاری نکردم، چرا تنهام گذاشتی ؟ ... فقط به من بگو چرا؟ چرا میای پس تو خوابم؟ ... هنوز باورم نمیشه که تو نیستی کنارم ...

می شینم فکر می کنم هر روز دوباره و دوباره ... جوابی ندارم رفتنت هنوز واسم سواله ... ما که مشکلی نداشتیم حتی واسه یه بارم ... همیشه می گفتی هیچ وقت تنهات نمی ذارم ...

فقط به من بگو چرا؟ مگه دوستم نداشتی؟ ... من که کاری نکردم، چرا تنهام گذاشتی ؟ ... فقط به من بگو چرا؟ چرا میای پس تو خوابم؟ ... هنوز باورم نمیشه که تو نیستی کنارم ...

نمی دونم چرا رفتی حتما خوبه واست ... ولی من دارم می میرم واسه ی بوسه بازم ... حس می کنم شب و روزا همش جای خالیتو ... نمی خوام بسوزونم عکسای یادگاریتو ... ولی حالا دیگه بی تو من فقط می تونم ببارم ... دیگه همه اینو خوب می دونن که من تموم کارم ... کاش می شد بمیرم برم زودتر اون دنیا بشه حتی شاید یه روز توی اون دنیا من تورو ببینم ...

دارم دیوونه می شم از تکرار این سوال ... فکر برگشتنت شده یه آرزوی محال ... دلم می خواد اون روزا بشه برات بمیرم ... تا اینکه زنده باشم ولی تو رو نبینم ...

فقط به من بگو چرا؟ ...

داری روال اون دو ماهو پیش می گیری، خوب می دونم دلت ازم پره، ولی کاش می فهمیدی تو دل من چه خبره ... شاید تلفن امروز ظهر همه چیو خراب کرد ... یه هفته ست که پیشم نیستی، نمی دونم باید چیکار کنم ... فقط می دونم دلم می خواد برگردی ولی دیگه مثل قبل دوست ندارم ... نمی تونم داشته باشم ...

 
 
 |    نوشته شده توسط juju
 
   
 

می دونم روز رفتنت هنوز یادته هنوز نشده یکی مثل من به تو پا بده ... مثل قدرت رد کردن حادثه، این عشق توی وجود تو باعث جاذبه توی کل کره خاکی ... بگو منو ول کردی رفتی با کی؟ بگو محکم بمون سر همه حرفات ... فکرشم نکن دوباره بمونم باهات ... همه گفتنیام توی این مطلبه، تو گذاشتی رفتی ولی خوب البته گفتی الآن وقتشه طرف مسته ... فکر می کردم تو نیستی اونجور که همه هستن، بگو آره یه بدی دیده بودی تو از من؟ بهت گفتم نرو نه یه دفعه، صد دفعه ...  قلب منه که پیش عشق تو مستضعفه ... سیاستای کثیفت دیگه اینجا میشه پدید، تو رفتی و منم می رم دنبال یه عشق جدید ... جریان ما نداشت حتی یه قطب مثبت، نفرت من نسبت به تو دیگه شده مفرط ... امثال تو تو این رابطه ها خیلی ماهرن، حالا اومدی میگی دوست دارم ... اِ واقعا ؟؟؟ :-j

دیگه نمی خوام بر گردی ... برو به سلامت ...

 
 
 |    نوشته شده توسط juju
 
   
 

این چند روز برگشتم به همون اخلاق اون 6 ماه، لجباز و لج درآر، آره لج کردم چون تو دیگه شورشو درآوردی، قبلا یکم غیرت تو وجودت بود الآن که دیگه هیچی، شدی یه تیکه سنگ ... انقدر لج می کنم و حرصتو در میارم که یا خودتو درست کنی یا منو بذاری بری، من به هیچ وجه باور نمی کنم که تو تمام دیشبو بیدار مونده باشی تا اگه من بد خواب شدم آرومم کنی!! با اینکه می دونم الآن حالت بده به روی خودم نیاوردم، کاش می فهمیدی چقدر واسم سخته اینجوری رفتار کردن باهات ولی مجبورم ... تو همین چند روز می ری چون تصمیمای جدیدتریم گرفتم ...

 
 
 |    نوشته شده توسط juju
 
   
 

امشب چه شبه بدیه ... تنهاام ... تنهایی بعضی وقتا لذت بخشه و بعضی وقتا دیوونه کننده ... امشب دیوونه کنندست ... یادته همیشه اینجور شبا پیشم بودی و آرومم می کردی؟ ولی چه فایده ؟ درد جسمیم شاید ساکت شه ولی با دردای روحیم چی کار کنم ؟ خیلی تحت فشارم و هیچ کی نیست درکم کنه و کمکم کنه انتظار کمکم ندارم از کسی ... تو این چند روز 100 بار قهر کردیم و باز آشتی ... دیگه خسته شدم می دونم توام خسته ای، بیشتر از من ... ولی چیکار کنیم که تو این 4 سال سرنوشتمون بدجور بهم گره خورد حتی بعد 3، 4 ماه جدایی و کلی اتفاقا ... حتی بعد شکستن دلمون ... امشب تا صبح منتظرت می مونم ... خیلی خسته ام ...

 
 
 |    نوشته شده توسط juju
 
   
 

دل من یه روز به دریا زد و رفت.............پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

وقتی در به روی من بسته میشد.............چشماشو بست و به رویا زد و رفت

                                 دل تنهام دیگه یاری نداره

                                 با من و دنیا که کاری نداره

                                زندگی عشق و هوس نیس واسه من

                                جای یک ذره نفس نیس واسه من

دل من خسته از آدما شده.........خسته از بازی نامردا شده

رو تنم زخمهای حاشامو ببین........سیل ویرونگر چشمامو ببین

من و این جای هزار زخم زبون............جای پای گریه های بی اثر

آبی از دیار دریا شدم و..........غم یک خونه بدوش دربدر

                              دل تنهام دیگه یاری نداره

                              با من و دنیا که کاری نداره

                               زندگی عشق و هوس نیس واسه من

                              جای یک ذره نفس نیس واسه من

ترانه سرا: داریوش حاجبی

 
 
 |    نوشته شده توسط juju
 

pctfx3.3

Pink Bear Template

Interactive Multimedia CD گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Team

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی